شعری در معرفی برزک
برزاق ام ای یای خوش بدوفاما زواتید
ای قرته بمدید زونم که باز جو اتید
-برزک ما را یک جایی خوب و خوش بدانید، خیلی زود می آیید. یکبار که آمدید می دانم که باز هم خواهید آمد.
برزاق هف محل دار ای سوگول، دوسردل
بر مسجد و بر زیاره ور پا بالاکواتید
-برزک هفت محله دارد یکی سرگاوَل،دو سَرِدُل،درب مسجد و درب زیارت رو به بالا که می آیید.
مصل ای بی محل بی، دو محل بی بمند بی
باغسو اگه دوی بید حکما کارگا رُ اتید
_مصلا هم یک محله دیگر است؛دو محله دیگر باقی می ماند. باغستون اگر میخواهید بیایید حتما از کارگاه میگذرید.
فصل باهار اند خوش هرکین اند بو دل خوش
باقی بی سال جو نیزن رو وفری جو اتید
-فصل بهار اینجا خوش و هرکس اینجا باشد دلش خوش است؛ باقی سالها هم همین طوری است که در برف و سرما خواهید آمد.
بنگست چه رزای دار عرض سال چه هوای دار
محض یابه یاش تماشاای رو هرواتید
-بنگرید چه باغهایی دارد؛ در طول سال چه هوایی دارد!برای تماشای جابه جایش امروز و هر روز خواهید آمد.
او چاد چاد چواشک چیم هر یا به یاش چیمه دار
چیمه دو که اند گنا از هر یاکه بو اتید
-آبی خنک و خنک چون اشک چشم هر جایش چشمه دارد؛ چشمهایتان که به اینجا افتاد از هرجا که باشد خواهید آمد.
از سعدباتاقاسوره یَ عالمه او دار
رونن همه پله پونو اشجارو کردواتید
-از سعد آباد تا قاسوره آب زیاد دارد. در میان این پستی و بلندی با درخت و زمین کشاورزی خواهید آمد.
اند آسمو آبی، ویشتر سال اختوی
دود و دمه اند نه هوا خوری رواتید
- اینجا آسمان آبی و بیشتر سال آفتابی است. دود و آلودگی اینجا نیست. هواخوری را هم باشد خواهید آمد.
اِستار دوی که بینید کو لاستار اند در
نظر به کار کهکشان بر ال قو اتید
- ستارهها را اگر میخواهید ببینید کوه لااِستاره اینجاست. اگر خواستید نظری به کهکشان بیندازید درِ اُلوقو خواهید آمد.
اگر که ورزشکارید یا عاشق اشکارید
گرگش و چال اند در اگر بر و رو اتید
- اگر که ورزشکار هستید یا عاشق شکارید، کوه گرگش و چال اینجاست. اگر اهل بیرون آمدن هستید خواهید آمد.
تا تیر و مرداد وفر دار با آدمی ای حرف دار
هر کین که دل اسپیدتر زیارتش رو اتید
- تا تیر و مرداد برف دارد و با آدمی حرف دارد؛ هر کس که دلش پاکتر است زیارتش را خواهید آمد.
موسمی که وارون اَتِ نعمت ز آسمون اَتِ
پاک و زلال بو همه یا شاد و سر رواتید
- موسمی که بارون میآید و نعمت از آسمان میآید پاک و زلال میشود همه جا با شادی و خوشی خواهید آمد
دعا کرم وَشَن بِهِ سوزی و گل باهم به
آواز بلبل را جو بو پل رزو جو اتید
- دعا کنم بارون بیاد سبزی و گل با هم بیاد؛ آواز بلبل را هم که باشد برای کنار باغها و جوی آب میآیید.
باهاری بمدید توت سیا ویر دون نشه
پاییز که انگور ارسه سراغ آلو اتید
- بهار که آمدی توت سیاه یادتان نرود؛ پاییز هم که انگور میرسد سراغ آلو هم خواهید آمد.
پاک حاصلش من نموات ای مورجه خوبیش بموات
عطر و گلابش را جوبو اشتو کنو زو اتید
- همه حاصلش را نگفتم کمی از خوبی آن را گفتم؛ عطر و گلابش را هم که باشد شتابان خواهید آمد.
موجوم ازین مردمونش مر جن با ایمونش
مسجد نماز پر ابو پاکجه باوضواتید
- بگویم از مردمانش، مرد و زن با ایمانش؛ مسجدها برای نماز پر میشود، همه با وضو خواهید آمد.
سِوِر به کارند همه به زرع و زارند همه
میون صداشون و نوایی سر کواتید
- با تلاش فراوان همه کار میکنند و کشاورزی دارند. همه میان صدا شانه و نوای سِرکو میآید خواهید آمد.
اصلا و کار اند نه گدا و عار اند نه
با کار که اند اش بو در حال اشتو اتید
- اصلاً بیکار در اینجا نیست؛ گدا و تنبل اینجا نیست؛ جای کارتان که اینجا درست شود در حال شتاب خواهید آمد.
هرکین بشت شهر پ اگله ساکن برزاق اگله
اگر که دارد آب و گل زونبید که زواتید
- هر کس به شهر رفته است برمیگردد و ساکن برزک میشود؛ اگر که آب و گلی دارید بدانید خیلی زود خواهید آمد.
اند هشکین وشه نه اشکسالی تشه نه
نندق او فراون تماشای او اتید
- اینجا هیچکس گرسنه نیست حتی در خشکسالی هم تشنه نیست؛ این همه آب، فراوان است که برای تماشای آب هم خواهید آمد.
شکر خدا ود نهایم با همه جورش اسجیم
هر پابالای شیوای دار از هر سمت و سو اتید
- شکر خدا بد نیستیم؛ با همه مشکلاتش میسازیم؛ هر سربالایی یک سراشیبی هم دارد از هر سمت و سویی که بیایید.
اسپید و سور اند نه با رنگ و بور اند نه
پاکچه ای رنگند همه زرنگ بید زو اتید
- سفید و سرخ اینجا نیست؛ با رنگ بور اینجا نیست؛ همه یک رنگند اگه زرنگ باشید زود خواهید آمد.
برکیون پاکچه داغ برگپ راش اتفاق
امن و امان پاکچه یا از هر یاکه بو اتید
- در همه خانهها باز است و همه در گفتن حرف راست اتفاق دارند؛ امن و امان است همه جا؛ از هرجا که باشد خواهید آمد.
رو کوچه بارون که اشه من رو دالون که اشه
لزگه بارون شیو بدا من رو سیلو اتید
- در کوچه باغها که میروی مثل اینکه از دالونها رد میشوی، شاخههای درخت از پرباری سرازیر شده است؛ برای دیدن آن خواهید آمد.
گر سال سیلی ویر دون ویشتر یا بُ ویرون
فقط ای ربعی دروارا او شیوا بُ از پابالا
- اگر سال سیلی یادتان نرفته همه جا ویرانه بود؛ فقط یک ربع باران آمد و آب از بالا به طرف پایین سرازیر شد.
کی درستی شارگیر نه که اند قرار گیر
بشبرد بُ تا وارونَ جیر خونچه را کواتید
- خانهها را کامل از جا کند و در اینجا هم قرار نگرفت؛ برده بود تا وارونق زیر خنچه که میآیید.
پدر سهلوشو بر آرد آوار ر اُلو شو بر آرد
آواردشونک پاک رزون گر ز دریو اتید
- با تلاش سخت سنگهای بزرگ و آوارها را بیرون آوردند؛ آوارها را از داخل باغها بیرون آوردند و دوباره احیا کردند؛ اگر به خاطر باغها باشد خواهید آمد.
منتظر وارونیم بگلدان آرونیم
وارون اگر در نواره پاک مردمند آوار
- منتظر باران هستیم و چرخیدن آسیاب؛ اگر باران نبارد تمام مردم آواره میشوند.
ای مورجه درد دل کرم بند نچی رو ول کرم
بیدتر دل رو بسیجید اگر خدا رو اتید
- یک ذره هم درد و دل کنم و طناب خوبیهایش را رها کردم.بیایید دلها را بسازید اگر برای خدا میآیید.
اگر عزاداری خدائی بو همه کارون الهی بو همه
قفا جلب پاکچش ای پی سر هم جو اتید
- اگر عزاداری برای خدا باشد همه کارها الهی و در جهت رضای خدا؛پشت سر و جلو ندارد؛ همه با هم متحد و یکپارچه میآیید.
نن محل نون محل ای رو هر کی ای قالی
فرش کی را جو که بوزونُم ز هر سو اتید
- این محله و آن محله یکی ست ر هر خانه یک قالی است؛ برای فرشهای خانهها هم که باشد میدانم از هر سو خواهید آمد.
من هر چه بوجم خیال اوجند که قیل و قال
ارسال که تشریفدون باهارد سال بی را جواتید
- من هرچه بگویم میگویند که خیال بافی و قیل و قال است؛ امسال که تشریف آوردید، سال دیگر هم خواهید آمد.
تشریف باهارد بینید حیف که اند نینید
اگر که چیم داغانید هر یابید زواتید
- تشریف که بیاورید و ببینید حیف که اینجا را مشاهده نکردید؛ اگر که چشم باز کنید هرجا که باشید زود خواهید آمد.
زبون خودون ویردون نشه حَ نیزنی که راجی
اگر که راجی زونبید واجِدون کرم زواتید
- زبان خودتان یادتان نرود این گونه که رایجی هست؛ اگر که زبان راجی را بدانید صدایتان کنم زود خواهید آمد.
دکتر اکبر شائمی